استعداد در مقابل تلاش – چگونه می توانید موفق تر باشید؟

استعداد
توسعه فردی وبلاگ

استعداد در مقابل تلاش – چگونه می توانید موفق تر باشید؟

آیا تا به حال از خود سوال کرده اید که چگونه افراد خاصی تا این حد موفق می شوند؟ شاید آنها دارای استعدادهای طبیعی هستند که کار آنها را بدون زحمت و بدون خطا می کند. آیا تعجب می کنید که چرا افراد دیگر باید با اشتباهات شرم آور مبارزه کنند تا به جایی که باید باشند برسند؟ من اینجا هستم تا این افسانه را از بین ببرم که شما یا استعداد دارید یا تلاش کنید. امروز داستان ها و تحقیقاتی را به اشتراک خواهم گذاشت که نشان می دهد افراد موفق از تلاش برای کسب موفقیت استفاده می کنند.

اول از همه، ما باید به آمریکا برویم. ممکن است تصور کنید که مرغ سوخاری کنتاکی کلنل (KFC) با توجه به شناخت بین‌المللی آن یک موفقیت فوری بود. مطمئناً او یک دستور غذای خوشمزه درست کرده است که فوراً تهیه شده است؟ در واقع، سرهنگ سندرز برای تبدیل شدن به نام آشنای امروزی مجبور شد از شکست های زیادی عبور کند. در 65 سالگی او خانه به خانه رفت و دستور پخت مرغ معروف خود را فروخت. گفته شد دستور پخت او 1009 بار قبل از اینکه کسی آن را قبول کند رد شد! وقتی این داستان را برای گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی که تدریس می‌کردم تعریف کردم، شگفت‌زده شدند. به نظر می رسد که ما فرض می کنیم موفقیت فقط از طریق استعداد به دست می آید و کسی که با استعداد است نباید تلاش کند.

ما فردی را در مدرسه می بینیم که به طور مداوم نمرات عالی می گیرد و فکر می کند “آنها خوش شانس بودند، هوش در DNA آنها گنجانده شده است. آنها اینطور به دنیا آمدند.» حدود 40 درصد از جمعیت این طرز فکر ثابت را دارند که «یا آن را دارید یا ندارید» (دوک، 2006). بنابراین اگر به این موضوع ارتباط دارید، قطعا تنها نیستید. در واقع، هوش ممکن است تنها بخش کوچکی از موفقیت را تشکیل دهد.

در مطالعه کلاسیک توسط اریکسون و همکاران (1993)، دانشجویان متخصص ویولن مورد مطالعه قرار گرفتند تا مشخص شود که چرا توانایی آنها در گروه متفاوت است. همه دانش آموزان در یک مدرسه موسیقی معتبر شرکت کردند، اما نوازندگان را می توان به سه دسته مهارت تقسیم کرد. گروه اول متشکل از «بهترین» ویولونیست‌ها بودند، که پیش‌بینی می‌شد بیشترین شانس را برای فعالیت‌های نخبه در ارکسترهای بین‌المللی داشته باشند. گروه دوم شامل “ویولن نوازان خوب” بود، این نوازندگان کاملاً در سطح گروه اول اجرا نمی کردند، اما تمرین آنها همچنان عالی بود. سومین و آخرین گروه به عنوان “معلمان ویولن” نامگذاری شدند، زیرا با توجه به سطح مهارت آنها این محتمل ترین شغل برای آنها بود.

اریکسون و همکارانش طی سه جلسه با ویولونیست‌ها مصاحبه کردند و از آن‌ها پرسیدند که چه زمانی ساز خود را شروع می‌کنند، تاریخچه حرفه‌ای‌شان چگونه پیشرفت کرده است، و رتبه‌بندی آنها را در چند وقت یک‌بار انجام طیف وسیعی از فعالیت‌ها در یک هفته معمولی (مانند مربوط به موسیقی: تمرین انفرادی، تئوری موسیقی، یا درس خواندن) و تخمین تعداد ساعات تنهایی در هفته که ویولن را تمرین می کردند، هر سال از زمانی که نواختن را شروع کرده بودند.

نتایج پیشگامانه بود. مشخص شد که «بهترین» و «خوب» ویولونیست‌ها تقریباً سه برابر بیشتر (24 ساعت در هفته) نسبت به «آموزگاران موسیقی» (9 ساعت در هفته) به تنهایی تمرین می‌کنند. به نظر می رسد تمرین روزانه تفاوت بین متوسط ​​بودن در چیزی و عالی بودن را ایجاد می کند. اما چه چیزی باعث تفاوت بین دو گروه برتر شد؟ پشتکار طولانی مدت. محققان محاسبه کردند که دانش‌آموزان از 18 سالگی چقدر زمان تمرین فردی را تکمیل کرده‌اند. آنها دریافتند که دانش‌آموزان “خوب” نسبت به دانش‌آموزان “بهترین” ساعات کلی کمتری را جمع‌آوری کرده‌اند. استعداد عظمت را پیش بینی نمی کرد، اما تلاش پیش بینی می کرد.

اخلاق این مطالعه چیست؟ اگر می‌خواهید در کاری عالی شوید، باید پیوند زدن را از هم‌اکنون شروع کنید و ساعت‌ها را به آن اختصاص دهید! به طور خاص، شما باید زمانی را به تنهایی اختصاص دهید تا مهارت خود را تقویت کنید و عمداً خود را به چالش بکشید تا به پیشرفت در جهت اهداف خود ادامه دهید. این تحقیق این را «عمدی» می‌نامد. مثلاً وقتی خیلی کوچکتر بودم، چیزی می نوشتم و احساس می کردم همین کافی است. اکنون من نسبت به کارم بسیار منتقدتر هستم و در صورت شناسایی زمینه های بهبود، آماده سازگاری با آن هستم.

اما بیایید صادق باشیم، نشستن در یک اتاق به تنهایی و تمرین یک مهارت می تواند سخت، ناراحت کننده و دشوار باشد. پژواک معلم گیتار ناامید من که در مورد تمرین به من 13 ساله سخنرانی می کند، به ذهنم خطور می کند (اوه!). به همین دلیل نکات انگیزشی خود را در زیر آورده ام.

چگونه می توانید تلاش بیشتری برای کاری که انجام می دهید انجام دهید؟

انگیزه

پابلو پیکاسو «الهام وجود دارد، اما باید کار شما را پیدا کند». فلش بک به خودم به عنوان یک دانشجو. به دنبال یک نقل قول الهام بخش در اینترنت می گردم تا من را روی کار متمرکز نگه دارد. به طور اتفاقی به سخنان حکیمانه نقاش معروف برخورد کردم. از آن زمان به‌طور دائم روی صفحه دسکتاپ من چسبیده‌اند. این به من یادآوری می کند که نباید منتظر الهام گرفتن برای کار باشم، حتی اگر کار مستلزم خلاقیت باشد. به ندرت ایده ها مانند یک پیچ از آب بیرون می آیند. ایده‌ها زمانی به وجود می‌آیند که در حال تمرین حرفه‌ام یا توسعه دانشم هستم. نه فقط کورکورانه از طریق “الهام” و “استعداد طبیعی”. سعی کنید منبع الهام خود را پیدا کنید تا زمانی که شرایط سخت می شود به گذشته نگاه کنید.

گام های کوچک، پیشرفت غول پیکر

شما می توانید تلاش را به هر شکلی که برای شما مناسب است تعریف کنید. این می تواند تعداد ساعات کاری باشد که برای پروژه شما در هفته صرف می شود. تلاش درست مانند هر عادت دیگری است، می توان آن را در مراحل کوچک ایجاد کرد. کم کم از منطقه راحتی کار خود خارج شوید. اجرای این ایده مخصوصاً برای من سخت است، زیرا غریزه طبیعی من این است که تمام تلاشم را بکنم و در اولین بار کاری را به طور کامل انجام دهم. اما کمال گرایی می تواند فرصت ها را از شما سلب کند. در دراز مدت می تواند شما را از ادغام رفتارهای خوب در زندگی خود منصرف کند. در گذشته، رژیم جدید تمرینات شدید من به قدری متفاوت از روتین معمولی من بود که بعد از چند هفته آن را ترک کردم. یا در عرض چند روز (با تشکر وزارت صدا پمپ آن دی وی دی، آسان نبود!). اکنون سعی می کنم رفتارهای جدید را به آرامی وارد کنم تا زمانی که به بخشی ریشه ای از زندگی روزمره من تبدیل شوند.

آن را بیان کنید تا زمانی که آن را بسازید!

چگونه می خواهید خودتان را ببینید؟ آیا این با مونولوگ درونی شما مطابقت دارد؟ به بینش خود فکر کنید. اگر در مورد تلاش ذهنیت ثابتی دارید، ممکن است یک داستان‌سرای درونی داشته باشید که جملاتی مانند “من نباید تلاش کنم، قبلاً اشتباهاتی انجام داده‌ام” یا “تو یا در کاری خوب هستی یا” نیست». روبین (2015) پیشنهاد کرد که هویت ما از طریق افکار درونی ما درباره خودمان ایجاد می شود. این بخشی از آن چیزی است که ما هستیم. بنابراین اگر می خواهید طرز فکر خود را تطبیق دهید، به یک عبارت جدید نیاز دارید.

در حال حاضر، گفته من این است که “من برای انعطاف پذیری تلاش می کنم، نه کمال”.

من این را روی یک یادداشت در تلفنم ذخیره کرده ام. وقتی به گذشته نگاه می کنم، به من یادآوری می کند که چرا اینقدر سخت کار می کنم. این باعث می شود که برای کارم تلاش کنم، به جای اینکه وقت خود را با نگرانی در مورد اینکه آیا کار بی نقص است تلف کنم. استفاده از آن در حال حاضر به من انگیزه لازم برای شروع پروژه هایی را داده است که از شروع آنها خیلی می ترسیدم.

نمونه های دیگر از بیانیه های طرز فکر رشد عالی عبارتند از:

وقتی شروع کردم [نام پروژه خود را در اینجا وارد کنید]، ناگهان تبدیل به فردی سختکوش شدم. ”
“من وقت را تلف نمی کنم، کارها را انجام می دهم.”
“وقتی می گویم کاری را انجام خواهم داد، آن را انجام خواهم داد.” (اوکس و گریفین، 2016).

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • ویژگی ها
  • ویژگی های سفارشی
  • زمینه های دلخواه
برای پنهان کردن نوار مقایسه ، بیرون را کلیک کنید
مقایسه